بسم الله الرحمن الرحیم
 
اي عزيزان هر چند بايد از خدا خواست تا به مقامات معنوي دست پیدا کنیم ، اما بايد راه افتاد زجر كشيد و تحمل كرد اينكه برخي از دوستان مي گويند من چه كنم ؟ با فلاني آشنا شدم فلان قضيه رخ داد من هم كنترل خود را از دست دادم و ... آدم در همين صحنه ها بايد آزمايشاتش را داشته باشد و با كمال تاسف اين صحنه ها ايجاد مي شود بعضی از بچه هایمان خودشان را مي بازند بعد ياس به آنان دست مي دهد و خداي ناخواسته عقب نشيني هاي آنان ادامه پيدا مي كند تا به يك ناكجا آباد مي رسد به عزيزانی كه خدای نکرده بعضی از خطاها آنان را احاطه كرده ولي باز به اين محافل و مجالس اسلامی آمدند تا از مولا اميرالمومنين علي عليه السلام تقاضا كنند و توسل پیدا کنند باید گفت : از اين مولا بخواهيد كه به همراه توسل و توكل،اراده تلاش هم بدهد .
 
 اما قشر ديگري داريم و آنها كساني هستند كه به علت نا آشنا بودن با اسلام عزيز و این مکتب حیات بخش در اين مجالس نمی یابی یا بسیار کم هستند يا افرادي كه اصولا بااين محافل آشنايي ندارند اما اينها فرزندان و خواهران و برادران ما هستند حالا خواه استاد دانشگاه و يا پزشك و يا فرد كم سواد باشد یا یک جوان نورسته باشد اگر اينها با اسلام عزیز آن چنان كه هست آشنا می شدنداقبالشان را به اسلام مي ديديد يكي از بزرگان كشور مي فرمايد به سوئيس رفتم و سخنراني كردم (سخنراني ايشان راجع به بعضی از محدويت هايي كه اسلام براي حفظ حريم جامعه و دامان زن و مرد قائل است بود خانم ها بايد در پوشش محدؤديت هايي داشته باشند) ايشان مي گويد در حال توضیح این مساله بودم تا صحبتم تمام شد يكي از دختر خانم ها به طرف من آمد( اطرافيان خيال كردند كه ايشان قصد جسارت دارد به نزد من آمد) و جمله اي گفت که مضمونش این است که ما به شما خيلي علاقمند يم ،كه راجع به زن و دفاع از جايگاه زن صحبت می کنید در جایگاهی که از محدودیت اسلامی زن صحبت می شود چرااین گونه برخورد می شود؟! ما دچار مشكل هستيم .در جايي كلاس مختلط بود ( دختر و پسر با هم بودند ) كلاس ديگري را مجزا كردند طبق آمار در محافل مختلط دچار افت تحصیلی بودند .
 
برخي از روشنفكران و جوانان ما مي گويند چون در اينجا رسم نيست كه دختر و پسر با هم باشند اين مسائل در اينجا اين طور است ولي در آنجا كه عادي شده اينطور نيست . من مي خواهم بگويم عزيزان آیا آزادي جنسي مي توانست درمان درد باشد و جلوي جرائم را بگيرد؟
 
در این کشورهایی که آزادی بیش از حد است آيا تجاوز به عنف رو به تصاعد است يا كنترل شده است ؟ در چنين شرايطي هم مي بيني كه جواب نمي دهد. 
 
 نکته : درباره قشر دوم، دو مشكل داريم يك مشكل آنان اين است كه از اسلام واقعي خبر ندارند يعني اسلام به زبان نسل روشنفكردینی ما ارائه نشده است در اين شهر عظيم و استان بزرگ چرا محافل امروزی با سالنهاي زيبا و آراسته ای که از اساتید و روشنفکران دینی دعوت كند و براي جوانان برنامه بگذارند نداریم آیا آنان را در چنین محافلي مثل حسينيه ي ارشاد ، آمفي تئاتر های دانشگاهها ... دعوت کردید و نیامدند ؟! بنده همين كارها را كردم جلسه اي در همين شهر گذاشتم كه فقط پزشكها و مهندسين دعوت شده بودند خدا مي داند آنچنان استقبالی شده بود از برادرانی که شاید اولین بار در محفل اسلامی شرکت می کنند.
 
بايد بگوئيم كه ما هم بي تقصير نيستم ما هم به عنوان افرادي كه متوليان امر رساندن اسلام عزيز به نسل روشن بين هستيم در اين جهات كوتاهي هایی داريم كه بايد اذعان كنيم اين يك طرف است كه اينها نمي دانند. 
 
جواني چند وقت قبل آمد ه بود دلش پر بود بايد به اينها اجازه داد كه سوال كنند بدترين چيز اين است كه ما جلوي سوال جوان را بگيريم بايد با آغوش باز حتی التماس كنيم كه اينها سوال كنند ، وقتي جوان درد و دل كرد یک مقداری که با او صحبت شد ديدم كه با باز شدن مسائل چه طور احساس شعف می كند مگر بچه هاي ما مغرض هستند ؟ اينها نمي دانند. یک مشكل ما با این عزیزان مشکل تئوريك است كه آنها با اسلام عزیز آشنايي درست ندارند .
 
از قول شهيد مطهري به آنان عرض مي كنيم ايشان مي فرمايد : بشريت بر سر دو راهي است یا بايد يك زندگي عقلاني بر اساس انتخاب و گزينش صحيح را انتخاب كند و يا بر اساس تقليد ؟ مگر تقلیدی هم می شود ؟ اتفاقاً بايد با كمال تاسف بگويم كه شق دوم آن خيلي صادق است دليل آن چيست ؟ با نمونه برایتان می گویم : زندگي چشم بسته و با اسارت. منظورم اين است كه گاهي اسم آن آزادي است اما در درونش تقليد محض است من نمي گويم كه در برابر نوآوري هاي امروزین عصر معاصر باید جمود داشت و جزء متحجرین بود امروز تكنيك و علم بشريت در عرصه هاي مختلف پيشرفت هايي دارد اين را مي پذيريم آن روزي كه اين حرفها نبود اسلام مي گفت : اطلبوا العلم ولو بالصين ... ما براي تعلیم و تعلم مكان نمي شناسيم اطلبوا العلم من المهد الي الحد ما براي آموزش و پرورش زمان نمي شناسيم اسلام پشتیبان این امر است. 
 
اي كاش بچه هاي ما بتوانند اولين آورده هاي جهان را بياورند مگر نوآوري هاي جهان در دست شما شرقیان و ايرانيان نبود که با توطئه از دست ما گرفتند مگر الان نبايد بازگشت كرد مگر بچه هاي شما در المپيادها،غير از اين عمل مي كنند .
 
شايد چند هفته ي قبل در رسانه هادر مورد پیشرفته ترین نکته شنيده ايد مثلا لايه ي اوزن يكي از مشكلات معاصر است يك دانش آموز اول راهنمايي است مقاله اي مي نويسد كه برگزيده مي شود مقاله اين دختر جزء مقالات برنده ی جهان مي شود کارهای هنری شما در خیلی از کشورهای دنيا جلوه كرده است در عرصه ي قرآن هم نوجوانان ایرانی دکترا گرفته اند. آيا ما اين قدر گداي ديگران هستيم.
 
شهید مطهري مي گويد مشکل بشریت ما این است که بين اينها تفكيك نمي كنيم مي گوئيم فلاني در تكنيك پيشرفت كرده آيا در همه ي ابعاد اين طور است ؟ يا ضعف هم دارد انسان فقط عقل است يا نفس هم دارد ؟ آيا غرب در اين زمينه پيشرفت داشته ؟ به فرد می گوینداين كار را نكن صحيح نيست مي گويد : عصر آزادي است   نه اينكه من بگويم عين كلام شهيد مطهري است مگر عصر جاه طلبي و پول پرستي نيست ؟ آيااينها مثبت است اين همه سفاكي هايي را كه در ميان بشريت مي بينيد منفي نيست ؟ چرا تفكيك نمي كنيد مي گويند: سلیقه و پسند روز اين را نمي پسندد.
 
 يك فردی استخاره خواست و گفت براي ازدواج و امر خير است گفتم آيا مشورتهایتان را كرديد ؟ (آدم بايد مشورت و بررسي كند در تاکسی چشمش به فردی می افتد و می گوید یا او یا هیچ کس دیگر آن فردي را كه در تاكسي يا هتل یک لحظه ديدي بر اساس اين عشق هاي لحظه اي تصميم مي گيرد و ازدواج می کند بعد از چند ماه پنجر مي شود بعد از مدتي در مي زند و با چشماني اشكبار وارد مي شود ) مسئله اين است كه آنها دخترخاله و پسرخاله هستند و بايد حتماازدواج كنندآزمایش خون دادند اما پزشك توصيه مي كند كه اين ازدواج ممنوع است حالا چه كار كنيم ؟ یک استخاره کرده و ازدواج کنیم گفتم اين كه با استخاره نيست ازدواج فامیلی خصوصاً زماني كه آزمايشات منفي است اين چه نوع زندگي اي است ؟ چرا ايجاد مي شود ؟
 
الان اين مد است که حتی وقتي سفره ي افطار را مي اندازي يا سفره ي نوروز را پهن مي کنی دختر عمو پسر عمو دخترخاله پسر خاله و... در كنار هم هستند می گویید اين درست نيست میگوید بگذارید تا با هم راحت باشند اين بچه اي كه هميشه با اين دختر خاله بوده و همه ي عشق ها قبل از ازدواج دوخته شده حالا آزمايش پزشك چه كار مي كند ؟
 
مشكل دوم ما مشكل تئوريك نيست اي كارشناسان ! اي مسولين ! اي كساني كه کارتان و وجودتان مال این جوان هاست با اين دخترها و پسرها و آمار ارتباط داريد آیا حرف ما را تایید نمی کنید؟! ريشه بسياري از مشكلات خرد و كلان بچه هاي ما مشکل جنسي است گرسنگي جنسي بدون پاسخ مانده است منتها گاهي طرف نمي گويدمشكل من اينجاست گاهي خودآگاه و گاهی ناخودآگاه در جای دیگری بروز مي كند و خدا می داند تا به تز اسلام برنگرديد و آنچه كه اسلام گفت عمل نكنيم کار درست نمیشود.
 
گرسنگي غذا مي خواهد خدا تشنگي داده آب هم داده است بايد بين گرسنگي و غذا فاصله نگذاشت .تا روزي كه جامعه اسلامی به اسلام بر نگردد در اين خصوص (در مسائل جنسي ) همين آش و همین كاسه است و بدتر از اين هم خواهد شد . ما سال گذشته اين حرفها را بيان كرديم و تك تك شما مرا تاييد مي كنيد که امسال بدتر از پارسال شده است ، والله ترس دارد اين روند به كجا مي رود؟ خدا مي داند كه اين بچه ضد دين و ضد علي نيست اين بچه به مجلس ما نيامده چرا؟ ريشه از اينجا شروع شده که می گوید من که نمی توانم.
 
به یک دانشجو مي گويند تخصص و فوق تخصصت را بگيری خانه هم داشته باشي و .. بعد ازدواج کنی. آیا این فرد می تواند سالم بماند ؟ آيا اين تز اسلام است؟بااین فرهنگی که ماساخته ایم سن ازدواج باید بالابرود و آمار طلاق و این همه بیچارگی و .... به این دلیل است که وارد اسلام نشديم به محض اينكه یک دختر یا پسر دانشجو بگويند که ما تحقيقات و بررسي كرديم، قانع نشوید شما هم تحقيق و بررسي كنيد به عنوان خانواده كه خيرخواه دختر و پسر هستيد شما هم تحقيق كرديدو دیدید مشكلي نيست من نمی گویم حالا كه ارتباطي نيست ما توصيه مي كنيم كه ارتباطاتي باشدبلکه من مي گويم ارتباطات هست اما شيطاني و غربي اين ارتباط را اسلامي كنيد.
  
علامه طباطبایی می گوید آیت الله قاضی به من يك راه كليدي آموخت و فرمود: فلاني همانطور كه در حوزه درست را ياد مي گيري درس آدم شدن و سالم شدن و رشد و تعالي معنوي را هم باید ياد بگيری.
 
و در پی سير و سلوك معنوي هم باشي يعني یک چيزي را به او ياد داد كه علامه علامه شد فردی می گوید در آخرين لحظات عمر مرحوم علامه به كنار ایشان آمدم و ديدم مدتی است چاي و غذا نمي خورند و می گوید انشا الله در قيامت چاي مي خوريم در آن لحظات و در آن فشارهاي شديد که علامه جواب نمی دادند فردی مراجعه کرد و پرسید براي موفقيت چه كنیم؟ علامه بزرگوار مي فرمايد: مراقبه ... مراقبه ... در نماز چه طور حضور قلب داشته باشيم ؟ مي فرمايد مراقبه... مراقبه... آدم بايد حواسش را در شبانه روز جمع كند تا حفظ بماند .
 
آقاي دكتری سوال داشتند که در اين شبها و در اين مجالس حال خوبي پيدا مي كنيم اما وقتي مدتي می گذرد احساس افت مي کنیم آن چيزي   كه باید در ما حاصل شود حاصل نمي شود چه کنیم ؟ عمده فقط گرفتن يك فيض نيست عمده تر از آن محافظت از اين فيضي است كه نصيب انسان شده است   و اين احتياج به مراقبه دارد .
 
نکته: احساس خطر می کنیم در مورد عزيزاني كه اهل محافل مذهبي و اذکار و ادعيه و نماز و ... بودند و آرام آرام آن حالات رااز دست دادند و الان در يك وضعيت بحراني به سر مي برند صحبتمان با دو قشر است يكي اين قشر بزرگوار است كه از آنان توقع مي رفت خودشان را حفظ كنند ولي حتي خانواده و زندگي گذشته شان اين را به ما الهام مي كرد اما مي بينيم طور ديگري شده است صحنه هاي امتحان براي همه است بعضي ها در اين امتحان موفق و بعضی ها رد مي شوند خداوند اين رد شده ها را مي پذيرد من يك نمونه از رد شده ها و يك نمونه از قبول شده ها را عنوان كنم ، ببين چه خداي كريمي داریم مي خواهيم از مولا امير المومنين الهام بگيريم : هيچ بنده اي نيست مگر اينكه بين او و خدايش چهل پرده است چهل حجاب و پرده هاي حفاظ وجود دارد تا اينكه بنده با كمال تاسف يك گناه كبيره انجام مي دهد به محض اينكه یک گناه كبيره انجام داد يكی از پرده ها پاره مي شود .
 
بعد اين حفاظي كه بوده با يك گناه كبيره از بين رفته به اينجا مي رسد كه به چهل كبيره مي رساند چهل گناه كبيره انجام مي دهد بعد تمام پرده ها پاره مي شود ملائكه به خدا عرض مي كنند :اين عبد تو تمام پرده ها را پاره كرد بار الها! با او چه كار كنيم خداوند مي فرمايد : اي فرشته ها ! شما با پرهاتان این حجاب را حفظ كنيد غير از آن چهل پرده اي كه عبد م آنها را پاره كرد اما با كمال تاسف اين عبد ادامه مي دهد آن وقت  ملائکه می گویند هر كار خلافي راانجام مي دهد ما که ملائكه درگاه خدا هستيم خجالت مي كشيم خدا مي فرمايد: پرهاي تان را از آنان امتناع نکنید وآنچه بايد بر سر اين عبد بيايد مي آيد اين حال كساني است كه متاسفانه مردود مي شوند و در واقع در همه ی امتحانات ( در چهل امتحان )مردود مي شوند. (اصول كافي ج 3 ص 381